جوک
روزی مردی تصمیم گرفت تمام مشکلات خود را به دریا بسپارد
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اما..!!!
هرکاری کرد زنش سوار قایق نشد.
روزی مردی تصمیم گرفت تمام مشکلات خود را به دریا بسپارد
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اما..!!!
هرکاری کرد زنش سوار قایق نشد.
آشغالیه میاد دم خونه ب دختره میگه آشغال دارین ؟
دختره داد میزنه: مامان مامان آشغال داریم ؟
مامانش میگه آره داریم
دختره هم میگه آره داریم, دستت درد نکنه, نیازی نیست, نمیخوایم
خوشبختانه آشغالیه رو موقع خوردن دینامیت دستگیر کردن. !!
خلبان هواپیما توسط میکروفن به مسافرین خوش امد میگفت..ناگهان فریاد زد:خدایا کمک کن…سکوت مرگباری کل هواپیما را فرا گرفت. وحشت، اضطراب، نفس های حبس شده…دوباره صدای خلبان امد که گفت:مسافرین عزیز پوزش میطلبم ..مهماندار قهوه داغ را روی شلوارم ریخت یکی از مسافرین بلند شد وفریاد زد: تف به گور پدرت………….بیا ببین چه بلایی سرشلوارهای ما اومده!!!!!
به یکی قبل اعدام میگن حرفی داری ؟
میگه نه،
میکشنش بالا؛
دست وپامیزنه که حرف دارم..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
میارنش پایین میگن بگو:
میگه جناب سروان خونه روبرویی ماهواره داره ازاینجامعلومه !!!!
روزی مردی در بیابان راهزن خطرناکی را دید
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ولی راهزن خطرناک آن مرد را ندید
خداروشکر که بخیر گذشت
تا حکایت بعدی خدا یار و نگهدارتان …